جوک خنده دار جدید | جوک خنده دار | جوک – سری پنجم: در مراودات روزمره خودمون، همیشه برای ارتباط برقرار کردن و شاد کردن فضا در ارتباطات خود، سعی در مطرح کردن یک موضوع خنده دار میکنیم که نظر همه را جلب نماید، لذا سعی در مطرح کردن جوک در بین فضای دوستانه و اجتماعی خود داریم. در اینجا به بررسی چند جوک میپردازیم.
گردنتون به کجای مبل میخوره کبود میشه؟
من فقط ساق پا و زانوم میخوره اینور اونور سیاه میشه
یجوری قیمت جنسا و طلا و دلار داره با سرعت میره بالا که از مرحوم میگ میگ هم سبقت گرفتن
مکالمه ما و دوستان در دوران دبستان:
الو منزل علیزاده؟
بله بفرمایید
علیزاده هست؟
شما؟
من بغل دستیشم
واقعا امیدوارم اینایی که صبح حلیم نذری میدن تو اون دنیا بدون پرسش و پاسخی وارد بهشت شن
بستههای اینترنت، پوشک، نواربهداشتی، ماشین و خونه و … یه جوری گرون شدن که قشنگ مشخصه آمریکا نمیتونه هیچ غلطی بکنه
متاسفانه ما هم دیگه با این قیمتا نمیتونیم هیچ غلطی بکنیم
مدرسه ها سوسولی شده که این بچه ها انقدر پر رو شدن
من سوم دبستان بودم یه روز دیر رفتم کلاس،
معلممون یجوری کتکم زد که شبش
هیتلر، چنگیز و ضحاک به خوابم اومدن و بغلم کردن و بهم دلداری دادن!
هیئتا باید یه کانال بزنن قشنگ بگن شام چه ساعتی چی میدن.
دیگه اینم من باید بگم؟
من مطمئنم آلفردو مورد حمایت خانوادهاش بوده که تونسته همچین سسی درست کنه، اونوقت من سیزده سالم بود، با نون ماشینی و سیبزمینی پخته و تره، سمبوسه درست کردم بردم پارک منظریه بفروشم، داداش بزرگم و دوستاش اومدن همه رو خوردن و رفتن. من یه کارآفرین کوچیک شکست خوردهام.
یکماه که کشورها تحریممون میکنن تازه متوجه میشیم همه چی تو این مملکت وارداتی بوده و هیچی از خودمون نداریم
حتی اون لکلکی هم که منو آورده اروپایی بود و مقصدش پاریس بوده، ولی از بخت بد بخاطر خرابی قطب نما منو انداخته تو ایران
ولی دختر بودنم کار سختیه ها. فک کن هی باید بری زیر عکس کسایی که ازشون متنفری بنویسی عشق آجی چقدر تو زیبایی آخه